محمد مهدى ملايرى

159

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

و ديگر كتابى بوده كه يكى ديگر از همين خاندان به نام على بن هارون بن على بن يحيى براى مهلّبى وزير خليفه عبّاسى تأليف كرده بوده و در آغاز آن نسب خاندان خود را نوشته بوده و ابن نديم آن را چنين ياد كرده « كتاب ابتداء فيه بنسب اهله ، عمله للمهلّبى و لم يتمّه » « 1 » . ابو عبد الرحمن هيثم بن عدى را نيز كه در سال 207 در فم الصلح در خانه حسن بن سهل در گذشته كتابى بوده است ، به نام « كتاب اخبار الفرس » . او چند كتاب هم در تاريخ اشراف تأليف كرده بود ، ابن نديم در اين زمينه اين كتاب‌ها را از او نام برده « كتاب تاريخ الاشراف الكبير ، كتاب تاريخ الاشراف الصغير ، كتاب كنى الاشراف ، كتاب اشراف الكتّاب . « 2 » از وصفى كه مسعودى از اين كتاب ابن خردادبه كرده ، و همچنين از آنچه از آن در برخى مآخذ تاريخى نقل شده چنين برمىآيد كه مطالب آن اگرچه اصولا در ذكر انساب بوده ولى تنها به ذكر انساب و دودمان‌ها محصور نمانده بلكه به مناسبت ذكر آنها از حوادث و رويدادهاى تاريخى ديگرى هم كه با آنها ارتباط مىيافته ياد شده . شايد بتوان آن را از اين لحاظ همانند كتاب انساب الاشراف بلاذرى دانست كه آن‌هم در همين قرن تأليف شده و در خلال ذكر افراد يا قبائل بسيارى از رويدادهاى تاريخ اعراب هم در آن آمده ، و به همين‌سبب است كه نام كتاب بلاذرى هم كه در بعضى مآخذ « انساب الاشراف » ذكر شده در برخى ديگر كتاب الانساب و الاخبار و در جاهاى ديگر به نام « تاريخ بلاذرى » آمده است . « 3 » چنان‌كه همين كتاب ابن خردادبه را هم كه ابن نديم « جمهرة انساب الفرس و النواقل » ناميده مسعودى آن را تاريخ كبير خوانده و در جاهاى ديگر به نام تاريخ ابن خردادبه آمده . از نامى هم كه مسعودى به اين كتاب داده و آن را به نام تاريخ كبير خوانده مىتوان چنين فهميد كه كتاب جمهرة كتابى مفصل و در چندين مجلد بوده ، و شايد يكى از علتهاى اين‌كه آن كتاب از دستبرد حوادث مصون نمانده همين

--> ( 1 ) . الفهرست ، ص 114 . ( 2 ) . الفهرست ص 99 - 100 . ( 3 ) . نگاه كنيد به مقدمه جلد اول انساب الاشراف ، چاپ دار المعارف مصر ص 18 و 19 .